یکشنبه هفتم اسفند 1384
در سوگ جنایت شهرداری تهران بر علیه پارک جنگلی لویزان!
به راستي ما انسانهاي اين نسل تا چه اندازه ميتوانيم خودخواه و ويرانگر باشيم؟!
موضوع اين پست شايد هيچگونه سنخيتي با عنوان وبلاگ صبا و سارا نداشته باشد، ولي شدت و حساسيت موضوع به حدي است كه نتوانستم بي تفاوت از كنار موضوع بگذرم.
چرا كه خانوادهي كوچك من هم در همين زيست بوم زندگي ميكند و نبايد نسبت به تخريب و تعرض به آن بي تفاوت باشيم.
اخيرا دررسانه ها شنيده ايد كه طي دستور شهردار تهران جناب سركار خلبان آقاي دكتر قاليباف در شب تاسوعاي حسيني اقدام به تخريب و قطع حدود 10000 اصله از درختان جنگل لويزان كردهاند!
آيا سيستم مديريتي شهري و شهر سازي ما اينقدر پوسيده و سنتي اداره ميشود كه به خاطر حل يك گره ترافيكي ( مسير بزرگراه ) بايستي به قطع و نابودي جنگلي كه با خون دل صد ها جنگلبان و مرارت مديران و سرمايههاي همين شهروندان تهراني بنا شدهاند، اقدام نمود؟
تخريب خاك و نابودي هزاران هزار موجود ذره بيني به جاي خود، كه اگر به ديده زيست شناسي به اين موضوع نگريسته شود، عمق فاجعه خيلي بيشتر از اين دست نوشته ها خواهد بود .
آيا راه ديگري وجود نداشت؟
آيا ارزش اقتصادي يك اصله درخت از ديدگاه شهردار محاسبه شده بود؟
آيا اگر ارزش اقتصادي واقعي يك تك درخت با قدمت 35 سال را ميدانستيم، باز در برابر اين گونه تخريب ها باز ساكت مي نشستيد؟
آري اگر ارزش اقتصادي درخت و خاك را علمي و عملي وارد محاسبات بودجه اي كشور ميكرديم . آن زمان ديگر هيچ جنبنده اي ( حتي خلبان و دكتر و شهردار و سردار ) هم اجازه چنين جسارتي را بخود نمي داد.
آيا آقاي شهردار و مديران و مشاوران ارشد ايشان تا چه حد اجازه دارند كه بي محابا و در كمال آرامش در كميسيون ماده 7 شهرداري قطع جنگلهاي قديمي را مصوب كنند؟
البته من تمام جواب اين آيا ها و ديگر علامت سؤال ها را به خوانندگان عزيز واگذار ميكنم.
پس تكليف كميسيون ماده پنج در اين داستان چه ميشود؟
چرا اعضاء و نمايندگان دستگاه ها به وظايف و عملكرد قانوني وزارت خانه اي خويش پاي بند نيستند؟
البته جاي تعجب نيست چرا كه وزير كشاورزي دولت قبل كه تماميت ارضي دستگاهش حفظ و نگهداري منابع طبيعي بوده در اين دوره مسئول اجراي پروژه آزاد راه تهران شمال ميشود( آقاي مهندس حجتي ) !!!!!
جاي بسي تاسف است كه رسانه هاي ما هم مماشت را خوب مي دانند !!!
آري به مديريت و سياست گذاري آنزمان هزاران ايراد و اشكال گرفته ميشود ولي بعدا از آن دوران چندين پارك و فضاهاي سبز بسياري مورد تعرض و تخريب ميگيرند از جمله ايستگاه متروي صادقيه و حومه آن .پارك خرگوش دره .پارك چيتگر و جنگل لويزان و دهها مورد ديگر كه از چشمان ما و شما پوشيده است.
اما مهمتر از همه اينكه ما نه تنها در برابر اين نسل بلكه در برابر نسل هاي آتي مسئول و پاسخگو خواهيم بود و جواب ها و پاسخ هاي نسل فعلي براي آنها كه طيعا داراي علم و آگاهي هاي بيشتري نسبت به ما دارند درمانده خواهيم ماند .
در عصر حاضر كه در ممالك پيشرفته براي قطع يك درخت و يا بيمار شدن يك حيوان وحشي انجمن ها تشكيل و همايش ها برگزار ميشود و لب به اعتراض مي گشايند ما نمي توانيم در برابر تخريب و نابودي زيست بوم اطرافمان بي تفاوت بگذريم !!!!
طرفدارن محيط زيست و جامعه جنگلبانان يك لینک اعتراض تهيه كه امضاء آن باري تمامي ساكنين اين كره خاكي الزامي است.
در ضمن براي اطلاع و بروز بودن مطلب مي توانيد به سايت اختصاصي آقاي محمد درویش مراجعه كنيد.
بيايد دست به دست هم دهيم تا زيست بومي پاك و عاري از عداوت و دشمني با طبيعت داشته باشيم.
با تشكر صبا و سارا



