تبليغاتX
روزهای صبا و سارا

چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384

کفش کلینگی

با نزدیک شدن عید نوروز و فرارسیدن روزهای پایانی آخر سال درگیری و مشغله کاری هم همه را درگیر کرده و من هم از این قاعده مثتثنی نیستم.

و از اینکه دیر آپ شدیم ببخشید.

این روزها بیشتر ما درگیر خرید لباس و سایر ملزومات بچه ها (صبا جان و سارا کوچولو ) هستیم هر چند دیگر مثل زمان بچگی من و خیلی های دیگر واسه بچه ها در سال چندین و چند بار البسه و اسباب رفاه فراهم می شود.

 ولی من خودم شخصا دوست دارم آیین و سنت دیرین جشن نوروز را به بچه ها منتقل کنم به همین دلیل هم اگر چه بچه ها بیشتر وسائل خود را در همه حال و در طول سال تهیه میکنند ولی من بعضی ها را به قبل عید و به نام خرید عید موکول میکنم تا بچه های این نسل هم عید را تجربه و با این سنت دیرین مانوس شوند.

داستان این سری کفش کٌولینگی است سارا در فرهنگ کلمات و لغات خویش به کفش های پاشنه دار و پاشنه بلند که در موقع راه رفتن صدا میدهد میگوید کفش کلینگی بر این منوال از قبل گیر داده بود هر کفشی که واسه من بخری باشه ولی من یک جفت کفش کلینگی هم میخوام

این بود که یک جفت کفش کلینگی صورتی علاوه بر کفش اسپرت واسه عیدش خریدیم

چیکار کنیم بچه ها هستن و دنیادی پر از صداقت و شادی

جا دارد در اینجا از همه کسانی که در بزدید از این خانه کوچک مارا یاری کردند تشکر و سپاسگذاری کنم.

فرا رسیدن عید سعید باستانی را همه ملت ایران تبریک و تحنیت گفته و سال جدید سالی پر از موفقیت و شادکامی برای همگی باشد و تمام ناراحتی ها و غم واندوه های احتمالی را باسال طی شده به فراموشی بسپاریم به امید موفقیت و سالی شاد برای همه

شا و پیروز باشید

نوشته شده توسط پدر صبا و سارا در 11:44 |  لینک ثابت   •