یکشنبه بیست و نهم آبان 1384
سوال ها و درخواست های ....
اين روزا سارا خانم سؤال ها و درخواست هاي جالب و غم انگيزي از ما داره ، البته علت اصلي اين موارد رو من بيشتر به اين نسبت ميدم كه صبا درس و مشقش سنگين شده و كمتر ميتونه با خواهر كوچيكترش بازي بكنه .![]()
من هم كه اينقدر سرم شلوغ شده كه الله و اعلم
، به شكلي كه حضور در محل كار هم يك خط در ميان شده.![]()
دوسه روز پيش اومده:
سارا : بابا من كي بزرگ ميشم ؟![]()
من : صبر كن بذار بري مدرسه ، دبيرستان ، دانشگاه و
…سارا : بچه دار بشم و بچه هام بزرگ بشن و
….من : آره بابا جون عجله نكن يواش يواش ![]()
سارا : خوب بعدش بچه هام بزرگ شدن من با آقا جواد چيكار ميكنيم ؟![]()
من : خوب شما سر كار ميرين ، مهموني ميرين ، ما ميام خونتون و خيلي چيزاي ديگه ![]()
سارا : خوب بچه هام كه بزرگ شدن اون موقع ما چي ميشيم ؟![]()
من : خوب شما هم يواش يواش پير ميشين ![]()
خوب بعد از اينكه پير شديم چي ميشه ؟ ![]()
من : خوب ما پير ميشيم شما هم پير ميشي ديگه آدم آخراي اينكه پير بشه بايد بره پيش خدا ![]()
سارا : يعني آدم بره پيش خدا ، ميميره ؟![]()
من : بله بابا جون
سارا : يعني ميزارنش توي قبر و خاك ميريزن روي اون ؟![]()
من : آره بابا يه چيزي توي اين مايه ها
سارا : گرفتم . بابا من نميخوام زود بزرگ بشم ، من ميخوام همينجوري ريز ريز بزرگ بشم وزياد بازي بكنم آخه اگه من بزرگ بشم و بخوام پير بشم تو ومامان ديگه ميميرين
و من مامان بابا ندارم پس نميخوام بزرگ بشم.![]()
من : پس دیدی زود بزرگ شدن زياد خوب نيست![]()
سارا : بابا من با كي بازي بكنم ؟![]()
من : با خواهرت صبا
سارا : بابا اون همش
به فكر درس و لجبازي با من ، هيچكس همقدم نيست من با كي بازي كنم ؟![]()
من : با من ![]()
سارا : بابا تو كه بزرگي تو هم همش به فكر اداره و تهران و كار نوشتن مشق هات هستي![]()
من : برو با عروسكات و اسباب بازي هات بازي كن
سارا : نه نميخوام ، من دوست دارن هر روز برم مهد و تا شب با دوستام بازي بكنم .![]()
سارا : حالا كه اينجوري شده بايد منو ببري مسافرت![]()
من : باشه ، چند لحظه نگذشت ديدم نيستش ![]()
سارا : يه دفعه شال وكلاه كرده بالاي سر من بريم بابا ؟ ![]()
من : باشه بابا الان كه نميشه بذار من از اداره مرخصي بگيرم ، تازه بايد اين مشق هامو تموم كنم .![]()
سارا : قول ميدي ؟ ![]()
من : آره بابا جون قول ![]()
سارا : قول مردونه ؟![]()
من : مردونه
سارا : دستشو آورده ميگه بزن قدش.![]()
بلاخره با كلي فيلم ونمايش قول هفته بعدي از ما گرفت ![]()



