چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386
کلاس اولی سارا
سلام این روزای اول مهر واسه همه ما یاداور خاطرات شیرین دوران درس و مشق !!!!!
ولی واسه اونهایی که بچه کلاس اولی دارن یه حال و هوای دیگه داره ما هم که مشغول رتق و فتق امور مدرسه رفتن سارا خانم هستیم .بیش از دو هفته مامان درگیر دوختن مانتو شلوار رنگ مناسب و شکل و شمایل مغنعه خانمی بود بعد از اون دنبال کیف و کفش متناسب با لباس هاش بودیم دیروز هم نوبت ما بود که کفش مناسب و باب میل سارا خانم رو تهیه کنیم
هرچند به ظاهر من دارای حوصله مناسب تری هستم و مامان از این امور بنحو مختلف شانه خالی می کنه میگه کفش خریدن واسه خودم مصیبت وای به حال اینکه بخواهم واسه یه بچه ..... کفش تهیه کنم .
من هم بعد از هماهنگی وقت بعد از ظهر رو خالی گذاشته تا بتونم من هم گوشه کوچکی از مسایل بچه هارو انجام بدم . اول صبا خانم به محل کلاس گیتار رسوندیم و من و سارا بدنبال کفش از این مغازه به اون مغازه خلاصه بعد از کلی فلسفه بافی و کلنجار موفق شدم کفش مناسب و راحتی که تمام موارد تاکیدی من و مامان رو داشته باشه واسه اول مهرش تهیه کنم ( آخه سارا جان یه کمی مشک پسند ) .
بعد از تهیه کفش سارا بدنبال صبا رفته و حالا نوبت خانم خانما ( صبا ) شد نمی دونید چه عذابی من کشیدم تا بعد از دو دور تمام که تمام کفاشی های چهارراطالقانی رئ ریویو ( دوره ) کردیم البته اینو نگفتم صبا جان قد و هیکلش دیگه داره از مامانش سبقت غیر مجاز میگیره شماره کفش ( ۴۰ ) اگه کفش مناسبی پیدا می کردم نمره ۴۰ نداشت خلاصه کلی اذیت شدیم و من هم دیگه داشتم قاط می زدم همون کفش اولی که من گفتم ( لوکاست ) را خردید .
حالا هم که منتظر روز ۳۱ شهریور جشن جوانه ها هستیم که همگی به اتفاق سارا جان رو روانه خانه جدیدش ( مدرسه ناصر ترکان ) بکنیم
راستی شما چی روز اول مدرسه خودتون رو به یاد دارید ؟
من که هرگز اون روز رو فراموش نمی کنم....
دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385
المپیاد یا المپیک؟
نمي دونم اسنباط ما تا چه حد از بچه هايمان درست مي باشد؟![]()
من هميشه فكر مي كردم صبا بچه درس خون ولي در حد متوسط كه اصلا و ابدا تلاش نميكنه ولي با اين عمل و كارنامه من و مادرش رو حسابي شرمنده كرد![]()
داستان از اينجا شروع شد كه معلم درس علوم ايشون رو واسه شركت در المپياد درس فوق ثبت نام كرد ما هم به زعم خويش گفتيم شما بايد برنامه ريزي كني ، وقت بزاري و هزار ترفندي كه خودمون صلاح مي دونيم ( اسنباط شخصي )
ولي هر وقت مي رفتم ذره اي از برنامه پيشنهادي من عملي نشده بود اين شد كه من عصباني شدم و گفتم مرا با درس و مشق شما كاري نيست
صبا : بابا آخه من به علوم علاقه ندارم .و هزاران بحث ديگه ![]()
بابا : بچه لجباز هم در امتحان انتخابي مدرسه از روي قصد ونيت به سه تا از سؤالات علوم جواب نداده بود و انتخاب نشد.![]()
صبا :چند روز بعد گفت معلم درس رياضي منو واسه المپياد ثبت نام كرده .
بابا : من هم كه شاكي از درس علوم گفتم به من ربطي نداره تو كه توي كلاس خودتون مقام نمياري ، تورو چي به المپياز؟
اين داستان گذشت حدود دو يا سه هفته بعد بود كه اومد خونه .
صبا : بابا من بين همكلاسيي هاي مدرسه توي درس رياضي واسه شركت در مرحله انتخابي شهركرج شدم اول !
بابا : من كه كمي واسم تعجب داشت گفتم خوبه آفرين تبریک میگم دخترم دستت درد نکنه
صبا : بابا تو خوبه تحویل گرفتی مامان میگه کار خاصی نیست باید درست خوب بخونی همین
بابا گفتم اشکال نداره حتما خسته بوده و یا دلایل دیگه اين كه مهم نيست اصل اينه که تو خوب تلاش بکنی حالا مقام آوردی یا نه یا کسی بهت تبریک بگه در اصثل موضوع که علاقه و تلاش شما می باشه اثری نداره مهم اینه که تو زحمت کشیدی و بین همکلاسهایت تا اینجا موفق بودی سعی کن از شهر كرج انتخاب بشي و بري مرحله استاني .
صبا : گفت خوب من تلاش خودمو مي كنم و حتما هم انتخاب مي شم تازه باباي دوستم همينكه توي مدرسه قبول شدن واسشون كلي كلاس گذاشتن و فلان وسيله و فلان سرگرمي خريدن ؤ شما واسه من چي ميخري من كه كمي هم اطمينان داشتم .
بابا : گفتم تو اگه توي شهر كرج انتخاب شدي و رفتي واسه استان من واست يه خط اعتباري و يك گوشي موبايل متوسط مي خرم
اين داستان گذشت يه روز غروب تلفن من بصدا درومد ديدم صبا خانم ، گفتم بفرماين امرتون .
صبا : بابا عصر كه اومدي خونه يه خط خوب رند و يك گوشي مناسب واسه من بيار
بابا : من كه هنوز متوجه نشده بودم گفتم چه خبره ؟
صبا : گفت من به قولم عمل كردم حالا نوبت شماست ، من انتخاب شدم واسه مرحله استاني
الوعده الوفا !ما هم به قول خودمان عمل كرديم هر چند مخالفت هاي از سوي دول متفقين اعمال شد من در درجه اول بخاطر تشويق صبا و در درجه دوم بدليل قولي كه داده بودم واسه صبا كادوش خريدم .
الان هم كه مشغول مطالعه واسه متحانش به شوخي مي گم:
؛ صبا سعي كن انتخاب بشي و بري تيم ملي
صبا بابا اون ورزش ميرن تيم ملي اين درس بهش ميگن
المپيازیکشنبه بیست و یکم آبان 1385
MP3 plyer
سلام
كمي كه به عقب بر مي گرديم و اسباب و وسايل سرگرمي خودمان ونسل قبل را در نظر ميگذرانيم و نيم نگاهي به ابزار و وسايل سرگرمي بچه هاي امروزي داريم قابل قياس نيست و شايد براي اين دوره و زمونه كمي هم مسخره باشند و با ديد تمسخر به آن نگاه كنند..
قیاس مع الفارق![]()
بله وسايل بازي زمان خودم با توجه به سطح درآمد پدر ميزان طبقه زندگي از چی تشكيل شده بود ؟
از چند تا ماشين كوچولو ، يه ماشين پلاستيكي كه به يه تكه چوب جعبه و نصفه ماشين شكسته قبلي و يا تهيه شده از زباله دان ، چند عدد پونس ( واسه چراغ ماشین )و يك تكه از كف پوش كنار اتاق يا كوشه طارمي ( گل پخش کن ) ، و با مجموعه اينها يك تريلي به اصطلاح 18 چرخ درست ميكرديم و به كوچه مي رفتيم تا با بچه محل هامون به اصطلاح كل بيندازيم بعضي از بچه ها هم يك قوطي ريكا روي تختخ مي بستند و مي گفتن من تانكر نفتكش دارم !!!!!!!![]()
وسايل بازي دختر بچه ها هم يك عروسك پلاستيكي و خيلي بيشتر يك عروسك كه تمام روياهاي اونارو تشكيل مي داد! ولي حالا چي؟؟؟؟
صبا : يك روز ميگه بابا كامپوتر ما سرعتش پايينه نميتونه خوب بازي هارو دانلود كنه.
بابا : باشه ميرم ارتقاع مي دم سيستمشو .
فردا ي آن روز
صبا : بابا من اسكيت ژله اي شش چرخ مي خوام
روز ديگه
صبا : بابا دوچرخه من دنده هاش خوب جا نمره
چند روز بعد ![]()
صبا : بابا چندتا كارت اينترنت خوب واسم بگير سر اهت
روز ديگه
صبا : بابا چند تا سي دي خام واسم بگير مي خوام چند تا آلبوم
mp3 رو رايت كنمو حالا درخواست جديد
صبا : بابا قول دادي شاگرد اول بشم واسم
mp3 plyer بخريمامان ؟ چي ميگه
صبا : مامان جون
mp3 plyer !!مامان : چي
mptt pliyyyصبا : مامان دستگاهي كه وصلش ميكني به قسمت
usb كيس كامپيوتر و آهنگ هاي مورد علاقتو مي ريزي و در هر جا كه مي خواهي با هد فونش گوش ميدي!مامان : من كه نميدونم اين چي ميكه اين جينگولك بازي هارو بابت ميدونه
بابا : باشه واست مي خرم
مامان : يكي چنده ؟
بابا : داره از 30 چهل تومن داره تا الاه ماشا الله
صبا : من خودم 30 هزارتومن پس انداز كردم
بگذريم اين بچه ها امروز دنياي كامپيوتر و عصر ارتباطات هم واسه ما كلي درد سر درست كرده قربون بازي ها و سرگرمي هاي زمون خودمون ما با يك طوقه خالي دوچرخه توي خيابون و كوچه با اون حال مي كرديم حالا بچه ها با چی سر گرم میشن ؟
ميان ماه من تا ماه گردون
بازي و وسيله ما كجا و اين بچه ها كجا !!!
تا پست بعدي
خدا نگهدار ![]()


